در روزگاری که نسل اسطورههای تکباشگاهی و وفاداران ابدی چون پائولو مالدینی، فرانکو بارسی، جوزپه برگومی و فرانچسکو توتی منقرض شده به نظر میرسید، در فوتبال ایران مردی برخاست که معنای تازهای به پیراهن و واژه «تعصب» بخشید. امید عالیشاه، کاپیتانی از جنس صبوری، شکوهمندانه پیراهن شماره ۲ دوستداشتنیاش را از تن درآورد تا یکی از افتخارآمیزترین فصول تاریخ باشگاه پرسپولیس ورق بخورد.او سالها با خوب و بد سرخها ساخت. در روزهای بحران و پنجرههای بسته ایستاد، در روزهای اوج و فتح جامها بازوبند رهبری را بر بازو بست و جوانیاش را، قطرهقطره، پای این عشق گذاشت. او پرسپولیس را زندگی کرد و حالا با کولهباری از رکوردهایی ماندگار، غزل خداحافظی را میسراید.
زانو زدن رکورد «سلطان»
علی پروین در پرسپولیس همواره به عنوان سلطان رکوردهای دستنیافتنی شناخته میشد؛ مردی که گمان میرفت هیچکس به گرد حصار آمارهای تاریخیاش نخواهد رسید. اما حضور مستمر، بیمنت و خستگیناپذیر امید عالیشاه در پرسپولیس موجب شد تا یکی از مهمترین رکوردهای پروین پس از دهها سال توسط او شکسته شود. کاپیتان سرانجام در دیدار سرنوشتساز با النصر در لیگ نخبگان قهرمانان آسیا، برای دویستوهشتادمین بار با پیراهن سرخ به میدان رفت تا رسماً رکورددار تاریخ پرسپولیس شود. او درنهایت با ثبت ۲۹۹ بازی به کار خود خاتمه داد؛ عددی فراتر از یک آمار، که نماد یک عمر وفاداری است.
بهای سنگین برای عشق
در فوتبال امروز کمتر بازیکنی پیدا میشود که منافع شخصی، شهرت ملی و آینده خود را فدای باشگاه و دل هواداران کند. اما امید عالیشاه این فداکاری بزرگ را به جان خرید. او در تمام این سالها بارها به عنوان بهترین پاسور و باکیفیتترین بازیکن لیگ انتخاب شد و از نظر فنی در اوج قرار داشت؛ با این حال، هر زمان که پرسپولیسِ زخمی در بحرانِ مهره دستوپا میزد، عالیشاه بدون کوچکترین اعتراضی در پستهای غیرتخصصی و ناآشنا به میدان رفت.او یک «آچار فرانسه» گوشبهفرمان بود که ترجیح داد پرسپولیس محبوبش لنگ نماند، حتی اگر این تنوع پستها و ترجیح دادن منافع تیم، به قیمت از دست رفتن شانس فیکس شدن در تیم ملی و محروم ماندن از ویترین بازیهای ملی تمام شود. او تمام هموغم، توان و جانش را وقف پرسپولیس کرد و امروز، سرافراز، مغرور و محبوبتر از هر زمان دیگری، این خانه را ترک میکند.
قاتل خونسرد شهرآوردها
اوج پیوند عاطفی امید با سکوها، در تپشهای تند شهرآوردها رقم خورد. او در تمام این سالها برای رقیب سنتی یک «کابوس ابدی» و یک قاتل خونسرد بود. گلهای نجاتبخش، دراماتیک و پیروزیبخش او در شهرآوردها، فریادهای جنونآمیز شادی را به مغز استخوان هواداران تزریق کرد. فرارهای بیرحمانه و ضربات تمامکننده او در حساسترین نبرد تهران، برای همیشه در دل و ذهن سرخدلان نقش بسته و غبار هیچ زمانی توان پاک کردن نام او را نخواهد داشت.اما بزرگترین میراث عالیشاه، منش و اخلاق او بود. او در تمام این سالهای پرفشار، الگویی از متانت بود؛ مردی که جز چند باری آنهم محض دفاع از حریم تیمش از کوره درنرفت تا همواره مورد احترام عمیق هواداران و بازیکنان تیمهای رقیب باشد.



نظر شما